آیتگ! شبکه اجتماعی و جامعه مجازی ایرانیان نرم افزار چت و گفتگوی آنلاین آیتگ


لطفا کمی صبر کنید
ارسال درخواست دوستی

مشخصات کاربر

نام: آقای محمد کاظمی الموتی
تاریخ تولد: 1362/01/11
آخرین ورود: 1392/04/06 12:12:49
شهر: تهران
شغل:فرهنگی,
رشته تحصیلی: علوم اجتماعی, روانشناسی,
دبیرستان:شهید مدنی, شهید احمدپور,
دانشگاه: شهید رجایی قزوین, آزاد روهن,
علایق:فوتبال, روانشناسی, اهل بیت(ع), امام خامنه ای,

دوستان


مهدی

حسین

یاسر شیخی

سارا سماواتی

خسرو نادرپاشا

محمدعلی زارعی

MMM

سامان چالاک

سپهر آزاد

زهرا سنگلاخی

hossein dan

سید احسان هاشمی

پوریاحسین ابادی

سجاد سلیمی

محمد مهدی احمدی

ایران

ی.مغانلو

شیرین افشاری

سحر ساجدی

Shervin

فرشته

یاسمن فرجام

آرش

فردین

مرتضی

سید محسن شرافت

سارا

علی

یاکریم

سروش خادم

حسین شاهسونی

مهدی سلیمانی

محسن

عارف روشنفکر

امیر علی

سها محمدی زاده

هادی شعبان

مهدی

آبجی الناز

ارسلان قاسمی

پارسا

مرکزفرهنگی اردوهای دانشجویی-مَفاد

الهام ترابی

زینب عبداله زاده

نازنین راد

فاطمه هاشمی

چغک تنها

غزل غضنفری

حجت محمد

meysam goodarzi

دانیال پرنیان

mohammadi

فیصل البوغبیش

Sorush

صابره بیدقی

امیر رشید

مجتبی

نیلوفر تهرانی

پارسا پارسایی

ساسان الوندي

ایمان شعاعی

مصطفی منفرد

محمد لطفی کهریزسنگی

مرجان

✞ᖇᗩᖺᗩ✞

حمید نصیری

محمد

سجاد

ali

میلاد خانمحمدی

milad

پایگاه خبری داهی

مسعود

احمد خلیق

شهید کربلا

عبدالله سیستانی

امیر فرامرزی

فلش swf1.ir

محمدعلی دانشی پور

علی

مهدي وطن دوست

سعید آخوندی

مهدی

تینا جوجو

مهدیه

امیر

محمد

ایمان

ساره لي لي

ارمیتا ......


محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی نوشتار "/" را به اشتراک گذاشت:

1391/12/29 00:27:54

اداشم تازه نامزد کرده بود یه روز سراسمیه اومد تو اتاقم و گفت


-آبجی جون! این لباس بهم میاد؟


گفتم: آره! خوبه


یه نگاهی به سر و وضعش کرد و گفت:


-نه! خودم به دلم نمی شینه


رفت بیرون و دوباره اومد

 

-این یکی چی؟ بهتر نیست؟


با لحن خاصی بهش گفتم: اینم خوبه! خوشتیپی بابا


انگار خودشم کلافه شده باشه ، گفت:


-آخه می ترسم خوشش نیاد


گفتم:کی خوشش نیاد؟


گفت: سارا دیگه ! امروز باهاش قرار دارم. می خوایم بریم رستوران 


سارا نامزدش بود. تازه فهمیدم چرا اینقدر جلز و ولز می کنه


خلاصه با بدبختی یه لباس پوشید بعد موهاش رو سشوار کرد ادکلن زد هزار بار رفت جلو آینه و به خودش نگاه کرد که مبادا موهاش کمی جابجا شده باشه یا خط اتوی لباسش بهم ریخته باشه هر چند دقیقه یه بار هم به ساعتش نگاه می کرد و می گفت: آخ ... آخ دیر شد


خلاصه ساعت ده صبح خدافظی کرد که بره


گفتم: داداش! مگه نمی خواین ناهار رستوران باشین؟ چرا اینقدر زود میری؟


گفت: اتفاقا ساعت دوازده قرار دارم


گفتم: وا! دو ساعت مونده ، یعنی رستورانش اینقدر دوره؟


گفت: نه اتفاقا! یک ساعته میرسم


گفتم : پس چرا الان می خوای بری؟

گفت: آدمیه دیگه ! یهو دیدی ماشینم خراب شد ، یا اتفاقی افتاد ، نمی خوام دیر برسم. زودتر برم بهتره


با عجله و نفس نفس زنان کفشاش و پوشید که بره


گفتم : بابا چه خبرته! چرا اینقدر هیجان داری حالا؟


گفت: دارم میرم پیش عشقما ! توی پوست خودم نمی گنجم ! کاش زودتر این دو ساعت بگذره ، کنارش بشینم و حرف بزنم.


گفتم: غصه نخور! دو ساعت دیگه به آرزوت میرسی!



گفت: تو دل من نیستی که ! برا من یه عمر می گذره این دو ساعت! تازه وقتی هم وقت قرار می رسه مث باد می گذره


16.gif


خلاصه داداشم رفت اونقدر هیجان داشت که چند ساعتی ذهنم رو مشغول خودش کرد

داشتم با خودم فکر می کردم که دیدم صــــــــــدای اذان میاد


تا صدای اذان رو شنیدم دلم گرفت یعنی دلم برا خــــــــدا سوخت...


Iran-Love-2274-368fcc


گفتم ما آدما برا معشوقه زمینی مون اینقدر به خودمون می رسیم ، دل تو دلمون نیست که وقت قرارمون برسه و بریم کنارش اما معشوق آسمونی مون روزی چند بار ما رو به حرف زدن با خودش دعوت می کنه.


بعضی ها که با گستاخی اصلا دعوتش رو نمی پذیرن


بعضی ها بی حال باهاش حرف میزنن


بعضی ها....


با خودم گفتم: اگه دادشم نمی رفت سر قرار چی میشد؟ دعواشون میشد؟ جدا میشدن؟

خب طبیعی بود بینشون شکرآب بشه یا دلخوری پیش بیاد...



اما خدا جون ! تو گفتی من عاشق بنده هامم. حتی اونایی که هنوز دعوتم رو قبول نکردن هم با آغوش باز می پذیرمشون...



خدای خوبم تو گفتی: من چشم انتظارم که بنده هام بیان سراغم. حتی اگه یه عمر بهم دهن کجی کرده باشن...



دلم برا غریبی ات سوخت خــــــــــدا! هم برا اینکه من و امثال من با بی ذوقی و بی میلی میایم باهات حرف می زنیم


هم به خاطر دهن کجی بعضی ها که اصلا نمیخان دعوتت رو بشنون



کاش یه بار هم که شده با همون هیجانی بیایم سراغت که داداشم برا دیدم معشوق زمینی اش داشت


کاش...


مشاهده کامل مطلب

تشکر(9)    |    نظرات دیگران(2)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی نوشتار "\" را به اشتراک گذاشت:

1391/12/29 00:24:20
ی‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ اوضاع رابهم ریخته بود.وقتی پدرواردشد،مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدرکه خستگی داشت، شلاق را برداشت. پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست. مرحوم حاج اسماعیل دولابی

13ab959779beccf1b15c37634e836c2c-300
مشاهده کامل مطلب

تشکر(10)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی عکس "عشق" را به اشتراک گذاشت:

1391/10/12 21:52:14


هرکه دارد هوس کرببلا بسم ا...


باز نشر یادت نره


تشکر(30)    |    نظرات دیگران(2)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی عکس "اقا" را به اشتراک گذاشت:

1391/10/12 21:49:33




تشکر(17)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی نوشتار "خاطره" را به اشتراک گذاشت:

1391/10/12 21:45:49

مشاهده کامل مطلب

تشکر(0)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی عکس "عکس" را به اشتراک گذاشت:

1391/10/04 22:10:07




تشکر(5)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی نوشتار "حسین سلطان عشق" را به اشتراک گذاشت:

1391/09/26 22:45:17

به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد

نگهم خواب ندارد

قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد

 شب من روزن مهتاب ندارد

همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد

 تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی تو کجایی؟

مشاهده کامل مطلب

تشکر(6)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری
محمد کاظمی الموتی

آقای محمد کاظمی الموتی آلبوم عکس "حسین سلطان عشق" را به اشتراک گذاشت:

1391/09/26 22:31:44

   



تشکر(5)    |    نظرات دیگران(0)    |    اشتراک گذاری